تبليغاتX
عشق
 

 

عشق

 

فقط برای تو

 

درباره وبلاگ

نوشته های پیشین

طراح قالب

  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

 

       من بچه بازیگوش دارم بازی میکنم             هر وقت که دلم بخواد                   به یاد تو میخونم

این جا اونجا همه جا                     به یاد تو میمونم

 

 

از آسمان ارزوهایت پر میکشم  و فردا را به یاد فراموشی می سپارم .

و قلب کوچکم را مهمان سرای غم میکنم  تا در نبودت کسی به این مهمان سرا رجوع نکند تا خدایی ناكرده دوباره عاشق شوم .

این جا اخرین لحظه ایست که به یاد دارمت

و تو مرا به فردا سپرده ای و مرا فراموش کرده ای . میشنوی اه و ناله این قلب خسته را .

افسوس....

روزی خواهی امد که این پیکر بی روح در مشتی خاک اسیر گشته است .

و انگاه اه و ناله سر میدهی که ای کاش ....

پس خداحافظ ای دل عاشق من ....شمع سوزان توام اينگونه خاموشم نكن  از كنارت ميروم اما فراموشم نكن .

 

 

دوستت دارم

 

بازم مثل همیشه توی خواب و بیداری خودم توی تنهایی هام میخواستم به تو پناه بیارم

تا تو من و در آغوش بگیری و با دستای مهربونت نوازشم کنی

اما یادم رفته بود که تو من رو برای همیشه فراموش کردی

بازم مثل همیشه

اینبار هم

بی صدا شکستم

بی صداتر از همیشه

وقتی از تو میخونم تازه میفهمم که چه زیبا و شیرینه از تو گفتن وقتی به عکست نگاه میکنم احساس میکنم که داری با من حرف میزنی  و هنوز هم اون تبسم زیبا رو روی لبات میبینم اما خوب میدونم که هنوز دوستم داری و دوست دارم

زیر بار کوله بار خاطرات تو شکستم شکستم

میرم اما باورم کن که به دست تو شکستم شکستم

تو روزای خالی از عشق که رواج دل شکستن

ای خوشا رفتن و رفتن پل پشت سر شکستن

رفتن و تو جاده مردن دل به تنهایی سپردن

وقت رفتن سخته اما ای خوشا رفتن و رفتن

من برای موندن تو همه تن تشنه گفتن

تو نموندی و ندیدی غم دل شکستن من

تو روزای خالی از عشق که رواج دل شکستن

ای خوشا رفتن و رفتن پل پشت سر شکستن

 

 

 

با تمام وجودم دوستت دارم حتی اگر چشمام رو بخوای مطمئن باش نه نمیگم

روز اولی که ترو دیدم  فکر نمیکردم که چه ساده خودت رو از گوشه قلبم وارد کنی و نگاهت تیری بشه که عمق وجودم رو هدف بگیره

اما عاشق شدم

عاشق نگاه تو و عاشق خود تو

عاشق سادگیات و.....

حالا من موندم و یه خاطره یه دنیا پر از عشق و امید ....

یادتو همیشه دنبالمه هرجا که قدم میذارم ترو اونجا میبینم

حس میکنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم

حالا نه تو هستی و نه خاطر تو نه عشقت توی سینه

اما قسم به وسعت عشق پاکم

هر جا که هستی خدا پشت و پناهت

این متن رو تقدیم میکنم به اسب نفس بریده خودم که میدونم خیلی متن ساده و شایدم چرت باشه اما مهدی عزیز این و تقدیم میکنم به شما تا که برای عشقت دعا کنی تا به همه دنیا ثابت بشه که عشق تو یه عشق پاک بو د و هست

 

____xxxxxxxx______xxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx
____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_________xxxxxxxxxxxxxxxxxx
___________xxxxxxxxxxxxx
_____________xxxxxxxxx
______________xxxxxx
_______________xxxx
_______________xxx
______________xx
_____________x
___________x
________xx
______xxx
_____xxxx
___xxxxxx
___xxxxxxx
____xxxxxxxx
______xxxxxxxx
________xxxxxxxx
_________xxxxxxx
_________xxxxxxx
________xxxxxx
_____xxxxxxx
____xxxxxx
___xxxxx
__xxxx
_xxx
_

شما با افراد بسياري برخورد كرده و در تماس بوده ايــد، اما اخيـرا" بـا شـخـصـي روبـرو شـده ايـد كـه احـســـاس متفاوتي نسبت به وي داريد ولي مطمئن نيستيد كه او همان شخصي است كه دنبالش بوده ايد. براي رسيدن به جواب خود در اين قـسـمـت ۹ عـلامـتـي كـه نـشـان ميدهد عاشق او شده ايد را مي خوانيد.

نشانه ۱:

شما به آينده اي فكر ميكنيد كه او نيز جزئي از آن است

در ذهنتان با او آينده اي نامحدود داريد. اين آينده فقط محدود به آخر اين هفته نيمشود بلكه ساليان سال ادامه خواهد يافت. وقتي براي سفر بعدي خود برنامه ريزي ميكنيد، به اين فكر ميكنيد كه براي ماه عسل با او خواهيد بود. هنگاميكه براي سه ماه بعد به يك جشن عروسي دعوت ميشود، با اينكه سه ماه مانده، از اكنون از او مي خواهيد كه همراه شما در آن مراسم شركت كند.

نشانه ۲:

اولويتهاي ديگر، عقب نشيني ميكنند

شما عادت كرديد ظهر ها به باشگاه ورزشي برويـد، امـا اگـر او بـراي نـهار وقـت داشـت، ترجيح ميدهيد با هم به رستوران برويد. شما ديـگر مـانند گذشته آن آدم سخت كوشي نيستيد كه كارهاي ناتمام خود را آخر هـفـتـه ها با خودش بـه خـانه مـي آورد تـا آنـها را انجام دهد بجايش ترجيح ميدهيد آخر هفته خود را با او بگذرانيد.

ليست كارهاي روزانه كه هميشه اصرار در انجام دادن آنها داشتيد، اكنون به علت با او بودن ديگر رونقي ندارد و توجهي به آن نمي شود.

نشانه ۳:

مطابق با ميل او رفتار ميكنيد

سعي مي نماييـد با اينكه برخي از كارها مثل رفتن به كتابخانه يا نمايـشگاه براي شما خوشايند نـيسـت، ولـي بـخاطـر خـواسـتـه او بدون جبهه گيري و مخالـفـت به انجام آنها ميپردازيد. متوجه خواهيد شـد كه خـود را با اميال و برنـامه هاي او وفــق داده و در موارد گوناگون همراهيش مي كنيد.

نشانه ۴:

عاشق وقت گذراندن با او هستيد

اين مسئله اي واضح ولي در عين حال با اهميت است. شما به دنبال ديــدن او هستيد و مهم نيست كه هر دوي شما چه كار خواهيد كرد. اخيرا" قـدم زدن بـا او، زيـبا ترين راه گذراندن يك بعد از ظهر است. به علاوه وقتي كه از او دوريد، آرزو مي كنيد كه پيش شما بود.

نشانه ۵:

افراد ديگر، زياد به چشمتان نمي آيند

با اينكه ممكن است نتوانيد از براندازكردن يك زن (يا مرد) زيبا كه از كنار شما رد ميشود صرفه نظر كنيد، هنگاميكه عاشق باشيد، ديگر رادار شما براي رد يابي ديگران خوب كار نكرده و بقيه در مقايسه با فرد مورد علاقه شما جالب نخواهند بود. به علاوه مانند قبل تمايلي به گپ زدن با جنس مخالف نخواهيد داشت.

به تدريج احساس خواهيد كرد كه او تنها فرد مورد توجه شما در يك جمع است و كسي است كه به دنبالش بوده ايد.

نشانه ۶:

ارتباط تنگاتنگي با او داريد

شما نمي توانيد عاشق كسي باشيد كه با او هيچ تناسخي نداشته باشيد. اگر شمـا و او در يك طول موج قرار داشته، و عقايد مشابهي داريد، اين يك نشانه محكم محسوب ميگردد. هم فكر بودن در مسائل گوناگون، گرفتن تصميمات مشابه و يكسان حاكي از آن است كه ميتوانيد عاشق او باشيد.

نشانه ۷:

شخصيت و خصوصياتش براي شما فريبنده و دلربا است

حركات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت كردن و همچنين عادتهايش در انجام كارهابراي شما  شادماني فراواني به دنبال خواهد داشت.

او چيزهايي مي گويد كه باعث تمايزش با ديگران مي شود، و شما اين را دوست داريد. علتش را نمي دانيد ولـي دانـسـتـنـش نـيـز بـرايـتان اهـميتي ندارد. شما او را به همين صورتي كه هست دوست داريد.

نشانه ۸:

براي او اهميت قائليد

اگر عاشق كسي باشيد، دوست داريد هـمـه چـيز درمورد او بدانيد: اينكه او كيست؟ به چي فكر ميكند و چه چيز او را مي خنداند. به او و احساساتش واقعا" اهميت ميدهيد.

اگر بفردي علاقه حقيقي داشته باشيد، اگر او روز بدي داشته باشد و يا بخاطرموضوعي ناراحت باشد، شما نيز غمگين و پريشان ميشويد.

نشانه ۹:

نمي توانيد به او فكر نكنيد

فكر شما سـراسـر از يـاد و انـديـشـه او اسـت. بـي دليـل به فـكر شـما مـي آيد و از خود ميپرسيد  كه آيا به اندازه نصف اندازه اي كه به او فكر ميكنيد، او به شما فكر ميكند؟ در شگفتيد كه در ذهن او چه ميگذرد يا حتي فكر تماس گرفتن با او به سرتان ميزند (اما بدليل ترس از نپذيرفتن او از اين كار خودداري ميكنيد.)

اما وضعيت وخيم تر مي شود. با دوسـتان خـود بيرون ميرويد و به چيزي در ويترين مغازه نگاه مي كنيد و به اين مي انديشيـد كه او تـا چه اندازه به آن شيء بخصوص علاقه مند است.

اگر او آخرين چيزي است كه پيش از خواب به فكر شما مي آيد و اوليـن چيـزي اسـت كه بعد از بيدار شدن به ذهن شـما خطور مي كند - و حتي چندين بار روياي او را ديده ايد، ديگر لازم نيست ادامه اين مقاله را بخوانيد تا بفهميد عاشق شده ايد يا نه (البته براي اطمينان بيشتر ادامه دهيد.)

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط فرزاد در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 8:59 موضوع: | لینک ثابت

 

هیچ جز حسرت نباشد کار من

بخت بد بیگانه ای شد یار من

بی گنه زنجیر بر پایم زدند

وای از این زندان محنت بار من

 

وای از این چشمی که می کاود نهان

روز شب در چشم من راز مرا

گوش بر در می نهد تا بشنود

شاید آن گمگشته آواز مرا

 

 

گاه می پرسد که اندوهت زچیست

فکرت آخر از چه رو آشفته است

بی سبب پنهان نکن این راز را

درد گنگی در نگاهت خفته است

 

گاه می نالد به نزد دیگران

کاو دگر آن دختر دیروز نیست

اه آن خندان لب شاداب من

این زن افسرده مرموز نیست

 

 من اگر روح پريشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم 
  گله از بازي دوران دارم                                                 
دل گريان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
                 

          

 
 من همون تنهاترينم که دلم رو به عشق تو سپردم

 

تو همون اميد بودنی که به اميد تو هنوز نمردم

 

من همون خيلی ديوونم که هميشه عاشقت ميمونم

 

تو همون معشوق نابی که روز و شب اسمتو ميخونم

 

من همون خسته ترينم که ديگه طاقت دوريتو ندارم

 

تو همونی که آرزومه دست تو دست گرم تو بذارم

 

من همون دريای دردم که ميخوام دورت بگردم

 

تو همونی که اگه بخندی منم با خنده هات ميخندم

 

من همون عاشق ترينم که اگه بخوای واست ميميرم

 

تو همون فرشته نجاتی که يه روز ميای و نميذاری من بميرم

 

من همون بدون ماهم که حتی ستاره هم ندارم

 

تو همون ماه و ستارم که با تو ديگه هيچی کم ندارم

 

 

 

                  

        

 

قلبم را تقديمت ميکنم تا بداني بي رياترينم

اشکي براي اندوهت ميريزم تا بداني پر احساس ترينم

شوق وصال حس غريبي است برايت ترسيم ميکنم

حس خوشبختي را تا بداني خوشبخت ترينم

موجي از عشق را بر ساحل وجودت ميفرستم

تا بداني عاشق ترينم و شعرم را تقديمت ميکنم

تا بدانی که من ساده ترینم

 

اگه یار من تو باشی کسی رو دیگه نمی خوام

کاش همه کسم تو باشی من فقط همینو می خوام

دوست دارم که توی عشقت بسوزم تا که فنا شم

دوست دارم که با تو باشم اسیر دو تا چشات شم

دوست دارم که زندگیمو بریزم به زیر پاهات

دوست دارم که با نگاهت عقلمو بدی تو بر باد

از همون روزی که قلبم اسیر و دربه درت شد

فهمیدم دل خراب اون صداقتت شد

تو با این همه بزرگی دل ما رو نشکستی

تو با این همه خاطرخواه اومدی با ما نشستی

همه زندگی من فدای یه تار موهات

همه عشقم تو هستی توی این دنیای زیبا

 

همه قشنگي ها توي چشاته                     

همه مهربوني ها توي نگاته

مي دونم تو عاشقي مثل هميشه                    

من مي گم بدون تو ديگه نميشه

هرچي عاشقانه هست روي لباته                      

همه ترانه هام توي صداته

سر من هميشه روي شونه هاته                     

من ميگم حس خدايي تو صداته
 
هر چي که ناز داري تو توي چشاته                       

هر چي مهربونيه توي نگاته


 

 

همیشه در قلبم حضور داری

و قلبم در آرزوی تو می سوزد

با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی

و هرگز از تو رنجور نخواهم شد

و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم

نه تو از عشق من دست می کشی

و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود

چرا که دوستت دارم

دیوانه وار عاشقت شدم

چرا که مهربانی را در تو دیدم



                     

 

 

                    من هنوز بیقرارم من هنوز در انتظارم

دنبالت دارم میگردم فکر نکن دوست ندارم          

                   گل من نیستی ببینی باغچه ها رو غم گرفته

ولی انگار دل تنهایت منو دست کم گرفته         

                   توی دنیا تو را دارم تو رو تنها نمی ذارم

هنوز عاشقت هستم فکر نکن دوست ندارم       

                    نوبته خوندن از عشقه نوبته رقصه دوباره            

بیا پیش هم بمونیم کنار ماه و ستاره            

                       بیا از حادثه ردشیم بیا پرواز را بلد شیم

معنی عشق را بفهمیم بخدا حیفه که بد شیم       

                         می دونی عاشقم عاشق می دونی دیوونتم من

نگو که خبر نداری مرغ آشیونتم من                  

                  سوگل آرزوهامی تو رو تنها نمی ذارم

همیشه عاشقت هستم فکر نکن دوست ندارم 

  

اگه بگم که قول میدم تا همیشه باهات باشم

 

اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم

 

اگه بگم توآسمون عشق من فقط تویی

 

 

اگه بگم بهونه ی هرنفسم تنها تویی

 

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم

 

اگه بگم زندگی مو بذر بهارت می کنم

 

 

اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی

 

اگه بگم بال منی لحظه ی پروازمنی

 

میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال؟

 

 

میشی برام باغبون میوه های تشنه وکال ؟

 

میشی برام ماه شبهای بی سحر؟

 

میشی برام ستاره ی راه سفر؟

 

 

ولی بدون هر جا باشی یا نباشی مال منی

 

بدون اگه برای من هم نباشی عشق منی

 

برای سعادت شبا شعرامو من داد میزنم

 

 

تو شب چشمای تو شب زده ی تنها منم       

          دل من پيش تو اما اينجا جا مونده تنم

در به در دنبال عشقت همه جا پرسه زدم      

                کاش ميشد با تو قدم زد زير بارون

کاش تا با حضورت بشکنه اين انتظار        

        دوست دارم عمری تو معبد چشات اسير باشم

من ميخوام برای قصر دل تو رییس باشم     

                به تو هرگز نرسيدم اما دل نميکنم

 با ترانه ی نفسهات جون بده به حنجرم       

                  اگه تو باهام باشی تا اخر دنيا ميرم

خورشيد گيسوی طلای جاده های ارزو            

               راز يک طلوع تازه رو به عاشقت بگو

بگو اين شب سياهه انتظار به سر مياد                

                  يکی از همين روزا از تو برام خبر مياد

بی تو من يه برگ زردم يه نگاه به من بکن              

               تو بهار دلمی از اين خزون جدام بکن

اخه فصل بودن من با تو اغاز ميشه       

                قفل قلب من فقط به دست تو باز ميشه

 

ستاره باز چشمک زنون  با شعر من گریه می کرد

                                        صدای پرواز نسیم با آه من ناله می کرد

صدای تنهایی من میخواد باز هم تو بمونی

                         میخواد  بازهم تو بیایی با دل من تو بخونی

آواز این شپ پره ها  نور چراغ کهنه مون

                         پنجره های خونمون میگن باز هم پیشم بمون

 

 

 

 

 تولدت مبارک عزیزم

گرچه از دوری چشمان قشنگت گله داریم تا لحظه خوبی که بیایی من و دل حوصله داریم

امشب شب ما غرق گل و شادی و شور،

 از جشن ستاره آسمون یه پارچه نور امشب،

   خونمون پر از طنین دلنواز،تو کوچه پر از نوای دلنشین ساز

     عزیزم هدیه من برات یه دنیا عشقه زندگیم با بودنت درسته مثل بهشته،

        تو خونه سبد سبد گل های سرخ و میخک عزیزم دوست دارم  

 

 

 
شاخه گلی با همه احساس تقدیم به تو

کاش که فراموشی را فراموش میکردی

کاش که نامردمیها را همه را از یاد میبردی

کاش که می شد دوباره با تو باشم

از این همه غم عالم من هم اندکی غمت باشم

نگفتنم بهتر از ابراز شرمندگیست.هرچند سزاوارشم

نمیدانم چگونه این همه بی تفاوتی را نادیده می گیری

من اگر جای تو بودم چه میکردم؟

ولی باز مرا بخشیدی وباز هم مرا مدیون خویش ساختی

تنها جمله تکراری ایم همیشه و هرجا و با هر کس باشم

بدان که تو را بیشتر دوست دارم

 

 

تولدت مبارک

 

واسه فهمیدن چشمات،
عمریه تو تب و تابم!
بستر خاطره سرده،
شعله ور شو توی خوابم

منو راه بده به چشمات
بذار از دنیا رهاشم
بذار از قعرِ سیاهی،
با ستاره همصداشم

عاشقانه که می خندی، غصه ها از اینجا میرن
میدونم پیش نگاهت، این ترانه ها حقیرن

وقتی از هق هق  بارون،
نقطه چین تن  شیشه،
یاد ِ من باش که می خونم،
برای تو تا همیشه

یاد  من باش من که دستام،
زیر  ساطور  سکوته
می دونم صدتا ترانه،
توی پیچ و تاب  موته

عاشقانه که می خندی، غصه ها از اینجا می رن
میدونم پیش نگاهت، این ترانه ها حقیرن

این شعربا عشق و همراه زیباترین آرزوهای قشنگ برای عزیزترینم

تولدت مبارک

امیدجونه مهربون تولدت مبارک

هدیه من 1000 سبد گل های یاس و میخک

دوست دارم اندازه ی گل های ناز دنیا

تو مهربون و عاشقی ؛ مثل خدا بی ریا

رنگی که عاشقش شدی مشکیه ؛ رنگ عشقه

این همه مهربونی و عشق و صفاتو عشقه

تو مهربون ترین فرشته روی این زمینی

بین همه ستاره ها خودت قشنگ ترینی

کاش بتونم بگم چقدر دوست دارم مهربون

امید جون تا وقتی زنده ام به یادم بمون

 

 


 

غم تنها ترين تنهاي دنيا

                                تويي زيباترين زيباي دنيا

تو مثل اميد يک قناري

                           قراري بر دل هر بي قراري

منم يلداي بي پايان عاشق

                                تو بودي مرحم زخم شقايق

تويي لالايي خواب خوش آواز

                                بالم را مشکن در اوج پرواز

نگاهت را مي پرستم اي نگارم

                                 فداي تار مويت هر چه دارم

 

منظر چشم من بود صحنه کربلای تو

سیر از آن نمیشوم هر چه نگاه  میکنم

                            

 

 

 

من به غير از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی

 

 

از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی

 

 

دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی

 

 

ديده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی

 

 

مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی

 

 

جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی

 

 

ميتوانی به همه عـمر ، دلم را بفريبی

 

 

ور بکوشی ز دل من بگريزی ، نتوانی

 

 

دل من سوی تــــــو آيد ، بزنی يا بپذيری

 

 

بوســــه ات جان بفزايـد ، بدهی يـا بستانی

 

 

جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی

 

 

شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی

 




عاشقانه

هيچ مي داني تک تک آن ستاره هايي که هر شب نگاه خسته اما مشتاقت را به آنها مي دوزي و آرزو ميکني که کاش مي توانستي با دستهايت سهم خودت را از آسمان برداري . اگر تو بخواهي مي توانند پلکاني شوند و تو را اوج دهند تا ملاقات خدا؟